ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

37

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

چه اين كه آنها در باطل‌شان متحد ويكدل‌اند وشما ، در حقّتان ، متفرّق وپراكنده ! وشما از امامتان با آن كه حق است تمرد مىكنيد وآنها نسبت به پيشوايشان هر چند باطل است ، فرمان مىبرند وبه اين كه آنها امانت را به صاحب امانت بر مىگردانند ، وشما خيانت مىكنيد . واين كه آنها سرزمين وبلادشان را اصلاح وآباد مىكنند ، وشما فساد راه مىاندازيد وخراب مىكنيد بدگمانى من چنان است ، كه اگر يكى از شما را بر كاسه‌اى امين گردانم هراسناكم ، كه مورد علاقه‌اش قرار گيرد ، وآن را ببرد . بار خدايا ! اينان از من ملول وخسته شده‌اند ، ومرا نيز ملول وخسته كرده‌اند ، بجاى اينان بهتر از اينها را به من عنايت كن . وبجاى من ، بدتر از من را بر اينان بگمار ! پروردگارا ، چنان كه نمك در آب ذوب مىشود واز بين مىرود دلهاى اينان را ذوب كن واز ميان ببر ! آگاه باشيد ، به خدا سوگند ، آرزو مىكنم ودوست دارم ، به جاى جمعيّت انبوه شما فقط هزار سوار ، از قبيلهء ، بنى فرس بن غنم « 2 » ، داشتم ، كه در وصفشان گفته شده است آنجا شجاعان هستند كه اگر آنان را فراخوانى سوارانى چابك ، مانند ابرهاى تابستانى ، سريع بر اطرافت جمع مىشوند » . پس از ايراد اين خطبهء تأثّر انگيز از منبر فرود آمد . » [ شرح ] ( 5926 - 5856 ) سيد رضى ( ره ) در ترجمهء بعضي از لغات خطبه فرموده است : « ارميه » جمع رمى است ودر اين خطبه به معناى ابر آمده است ومنظور حميم در اين جا فصل تابستان است امّا اين كه چرا شاعر حضور سريع بنى فرس بن غنم را به ابر تابستان تشبيه كرده است ، بدين دليل است كه ابر تابستان ، با سر وصداى زياد ، سريع ، بي آن كه ببارد شتابان مىگذرد ، زيرا آبى ندارد كه ببارد . ابر ، وقتي به آهستگى وسنگينى مىرود كه پر آب باشد . بيشتر أوقات ابرهاى زمستانى پر آب وسنگين عبور مىكنند . منظور شاعر ، توصيف آن قبيله ، به سريع عمل كردن وأجابت فورى آنان در

--> ( 2 ) نام قبيلهء شجاعى از عرب .